جواد بن شفيع ملكى تبريزى

26

رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى )

[ « اوست پرورش‌دهنده و اوست پرستش گرديده شده و اوست اللّه ! » ] و مىفرمايد : من كه مىگويم ، مقصود اين نيست كه كتابت اين حروف را نمايم و مرجعم به سوى معانى و چيزى است كه خالق اشياء است ؛ و مرجعم به صفت اين حروف است و آن معنى است . إلى أن قال : قال له السّائل : فإنّا لم نجد موهوما إلّا مخلوقا ! قال أبو عبد اللّه عليه السّلام : لو كان كذلك لكان التّوحيد عنّا مرتفعا لأنّا لم نكلّف غير موهوم ! و لكنّا نقول : كلّ موهوم بالحواسّ مدرك به تحدّه الحواسّ و تمثّله فهو مخلوق ، إذ كان النّفى هو الإبطال و العدم - إلخ . [ « تا اينكه هشام ، راوى روايت گفت : سائل به حضرت گفت : ما چيزى را كه انديشهء ما بدان برسد نمىيابيم مگر آنكه آن مخلوق مىباشد ؟ امام أبو عبد اللّه جعفر صادق عليه السّلام به وى گفتند : اگر اين‌طور باشد تحقيقا دنبال كردن و طلب نمودن توحيد خداوند از ما برداشته شده است ؛ زيرا كه ما مورد تكليف و جستجوى امرى كه خارج از انديشهء ما باشد قرار نخواهيم گرفت ! و ليكن گفتار ما اين است كه مىگوييم : تمام آنچه را كه به وسيلهء حواسّ ما به انديشهء ما وارد شوند ، و با آنها ادراك گردند ، و حواسّ ما آنها را حدّ مىزند و به صورت مثال و شكل درمىآورد ؛ آنها مخلوق مىباشند . به علّت آنكه نفى كردن مطلق آنچه به انديشه درآيد ( نه با خصوص حواسّ ) آن باطل كردن مبدأ و معدوم داشتن و دانستن اوست - تا آخر روايت . » ] پس انسان نبايد نفى هرمعنى را تنزيه حقّ دانسته ، نفى بكند ؛ و حقيقت اين نخواهد شد الّا ابطال .